برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


Marmelade

مربا, فشردگی , چپاندن , فرو کردن , گنجاندن(با زور و فشار), متراکم کردن , شلوغ کردن , شلوغ کردن(با امد و شد زیاد), بستن , مسدود کردن , وضع بغرنج , پارازیت دادن.

Marmelade[noun]

مربای نارنج , مربای به , لرزانک.

Marsch

راه پیمایی , قدم رو, قدم برداری , گام نظامی , موسیقی نظامی یا مارش , سیر, روش , پیشروی , ماه مارس , راه پیمایی کردن , قدم رو کردن , نظامی وار راه رفتن , پیشروی کردن , تاختن بر.

Marschieren

راه پیمایی , قدم رو, قدم برداری , گام نظامی , موسیقی نظامی یا مارش , سیر, روش , پیشروی , ماه مارس , راه پیمایی کردن , قدم رو کردن , نظامی وار راه رفتن , پیشروی کردن , تاختن بر.

Mrz

راه پیمایی , قدم رو, قدم برداری , گام نظامی , موسیقی نظامی یا مارش , سیر, روش , پیشروی , ماه مارس , راه پیمایی کردن , قدم رو کردن , نظامی وار راه رفتن , پیشروی کردن , تاختن بر.

Masc.

(در زبان کودکانه) بابا, باباجان , اقاجان.

Masc.

رقاص.

Masc.[noun]

(افسانه یونان) خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده , دیو, جنی , شیطان , روح پلید, اهریمن.

Masc.[noun]

(در زبان کودکانه) بابا, باباجان , اقاجان.

Masc.[noun]

(ز.ع.- عنوان خودمانی داد) بابا.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید